MP: members of parliament
scrap: have a disagreement over
Why the rush to reproduce
one lesson of Iraq is that occupying and holding onto territory needs manpower. Perhaps it's intended to enable Iranian regional expansion in a generation. Another scenario would be the hope of ensuring that Iran has enough population to support retired workers later this century
Mark Stayn in "American alone" says
if you don't have people, you can't have any influence in the world
the treasurer of Australia has a slogan. He says, he's recommending - by offering great tax incentives - that people have three kids... one for mum, one for dad, one for Australia
Coming back to Iran, in an article, critics of this new population expansion move point to "surging inflation and rising unemployment, among young educated people, unofficially about 26 per cent." Despite our oil wealth today, still many ordinary people need several jobs to make ends meet, imagine another 50 or 60 million with no work, no money and told the easy lie that its the great Satan
to make ends meet : live comfortably on the money u earn
دخل و خرج کسی خوندن - سر و تهش رو هم آوردن
I am not supposed to conclude like this but, unfortunately, we need to understand that Muslim leaders, like in Palestine and Iran, hate western countries more than they love their children
منبع: وبلاگ گروهی دانشجویان ایرانی بریتانیا
تیرانا ( پایتخت آلبانی)- ساکنان این شهر سعی میکنن مرگشون رو به تاخیر بندازن! تا دولت و شورای شهر به جر و بحث خود در رابطه با کمبود فضا در قبرستان های این شهر خاتمه بدن:
TIRANA (Reuters) - Tirana residents are trying to put off dying until the government and city officials end their row over space shortages in the Albanian capital's graveyards
شهرداری تیرانا یکی از دو گورستان این شهر رو بسته و گفته که اون یکی هم فقط برای ۱ هفته دیگه فضا برای تدفین اموات داره. از دولت هم بخاطر امتناع کردن از سلب مالکیت زمین های اطراف که فضای کافی رو برای دو سال دیگه ی گورستان تامین میکنن انتقاد میکنه:
Tirana municipality has shut down one of the city's two cemeteries and said the other has space for only one more week. It blames the government for holding up the expropriation of nearby land that would add space for two years' worth of graves
"تشریفات مذهبی برای مرگ یک گورستان" و " اکنون تجارت قبرها آغاز میشود" عناوین روزنامه ها ی آلبانی رو تشکیل دادن. ضمیمه ی این عناوین هم عکس هایی ست که قبر های جدید رو که در مسیر های باریک بین قبر های قدیمی حفر شدن نشون میده:
Death rites for a cemetery" and "Now starts the trading of the graves" ran the headlines in Albanian dailies alongside pictures of new graves dug in the lanes between old one
دولت دموکرات آلبانی مناقشه های زیادی با شهرداری تیرانا ( که از سوسیالیست های مخالف دولتند ) داره: از مسائل مربوط به گورستان گرفته تا خودداری شهرداری از صادر کردن گواهی های زاد و ولد و مرگ و میر بعلت اینکه .......؟؟؟؟؟
The Democratic Party government has had many run-ins with Tirana municipality, controlled by the opposition Socialists, including both the graveyard problem and the municipality's refusal to issue birth and death certificates because it has not received the proper forms
سردبیر روزنامه ی Korrieri نوشته: این روزها آلبانیایی ها در مخمصه عجیبی گرفتار شدن: نه میتونن ثابت کنن که زنده ان !! و نه جرات میکنن که بمیرن!!!:
Albanians nowadays are facing a wondrous dilemma: they can't prove they're alive, and they don't dare die
اکثر آلبانیایی ها وضعیت حاضر رو طنزی تلخ قلمداد میکنن:
Most Albanians see black humor in the situation
جوکی آلبانیایی ها ساختن که یه پیرزن از گورکنها می پرسه " ممکنه مقداری فضای خالی هم برا من بذارید"؟؟ و اونا جواب میدن: " صد البته. فقط زیاد دیر نکنی"!:
Could you spare some space for me? an old lady asks the gravediggers in one popular joke
"Of course, just don't be too late," they answer

I learned English by immersion. I took every opportunity to watch English-language television, spend time with friends who spoke English and practice English all the time. There was no other way. It was only later that I found out that experts insist this is the best method of teaching language all over the world, from the Kanda Institute of Foreign languages in Tokyo to the Berlitz program operating in 63 countries
تف انداختن (روم بدیوار) در معرض عموم در هند معموله.اما این عمل باعث شده یک افسر تو هچل قرار بگیره:
Spitting in public is common in India but doing so on the public landed an Indian police constable in hot water
"رائو" به دانشجویانی که دربرابر افزایش شهریه شون معترض شده بودند تف انداخت! والدین از او سخت عصبانی شدن و علیه ش شکایت کردند:
The outcry forced the police to take action against Rao, who has served in the force for seven years, suspending him on half-pay for three months
The incident is a black spot on the image of the people-friendly police in this district
hot water: a dangerous or distressing predicament: His views on race got him into political hot water -------------------------------------------------------------------------------------------------
Cannabis plants removed from Berlin foster home
( دستور زدایش گیاهان شاهدانه - در اینجا ماریجوانا - از محوطه پرورشگاهی در برلین)
A Berlin foster mother was ordered to remove a marijuana crop her teenage son had been growing in the garden where six small children under her care have been playing
ALMATY (Reuters) - A chicken in a Kazakh village has laid an egg with the word "Allah" inscribed on its shell, state media reported Thursday
یک کشاورز ساکن روستا میگه:
Our mosque confirmed that it says 'Allah' in Arabic(go bad: become unfit for consumption or use )
اونطور که خبرگزاری میگه مرغ بعد از یک طوفان تگرگ شدید این تخم رو گذاشته
The news agency said the egg was laid just after a powerful hail storm hit the village
قزاقستان یکی از ایالت های وسیع آسیا با گستره ی پراکنده ی جمعیتی ( کم جمعیت) است و" تسنن" مذهب غالب در آنجاست:
Kazakhstan is a large, thinly populated Central Asian state where Sunni Islam is a dominant religion
Thinly: In a widely distributed manner : thinly overgrown mountainside
نکته: حقیقت اینه که دنیا خیلی نسبت به اسلام بدبین شده . در جستجوی عکسی برای مطلب بودم که این عکس رو دیدم. نظر دو بلاگر خارجی رو هم میتونید بخونید. نظراتی که گفتنش برای ما "شرم آور"ه.
من جایزه صلح نوبل را در حالی میپذیرم که ۲۲ میلیون سیاه پوست امریکا درحال مبارزه برای به پایان رساندن شب دراز بی عدالتی نژادی اند.
من این جایزه را دریافت میکنم بخاطر جنبش حقوق مدنی که مصمممانه و با بی احترامی( خردبینی)ی باشکوهی! برای تاسیس سلطنت آزادی و فرمانروایی عدالت در حرکت است:
I accept this award in behalf of a civil rights movement which is moving with determination and a majestic scorn for risk and danger to establish a reign of freedom and a rule of justice
دراین فکرم که تنها دیروز در بیرمنگام و آلبامه فرزندان ما که بشدت خواهان "برادری" اند با رگبار آتش وسگ های خشمگین و حتی مرگ پاسخ داده شدند.
در این فکرم که دیروز با جوانانی که در فیلادلفیا و می سی سی پی بدنبال حق انتخاب بودند وحشیانه رفتار شد و آنها به قتل رسیدند.و دیروز بیش از ۴۰ مکان مقدس بمباران یا ویران شدند فقط به این جهت که پناهگاهی عرضه کرده بودند برای کسانی که نمیخواستند تبعیض نژادی را بپذیرند.
I am mindful that only yesterday in Philadelphia, Mississippi, young people seeing to secure the right to vote were brutalized and murdered. And only yesterday more than 40 houses of worship in the State of Mississippi alone were bombed or burned because they offered a sanctuary to those who would not accept segregation
دراین اندیشه ام که "فقر" ناتوان کننده و خرد کننده مردم ما را رنجور کرده و آنها را به پایین ترین پله نردبان اقتصادی زنجیر کرده است:
بنابراین باید بپرسم چرا این جایزه به جنبشی اهدا میشود که تحت محاصره است و متعهد به منازعه ای بی امان . جنبشی که هنوز صلح و برادری را که جوهره ی جایزه نوبل است بدست نیاورده:
بعد از تفکر بسیار به این نتیجه میرسم که جایزه ای که بخاطر این جنبش دریافت کرده ام تشخیص عمیقی ست که " عدم خشونت پاسخ سئوالات سیاسی و اخلاقی حیاتی در زمان ماست".نیاز انسان برای غلبه بر بیداد و ستم و خشونت بدون توسل به ستم و خشونت!:
تمدن و خشونت واژه های ضد و نقیضی هستند.سیاهپوستان امریکا بدنبال مردم هند ثابت کرده اند که عدم بکارگیری خشونت تسلیمی بی حاصل نیست . بلکه تیروی قدرتمند اخلاقی ست که دگرگون سازی اجتماعی را بدنبال دارد. دیر یا زود مردم دنیا راهی برای زندگی در آرامش خواهند یافت و بدانوسیله این مرثیه ی عالم گستر ناتمام را به سرود زاینده ی برادری تغییر خواهند داد.
اگر این هدف حاصل شود انسان باید برای نزاع های بشری به شیوه ای دست یابد که انتقام , خشونت و تلافی کردن را باطل کند. شالوده ی چنین روشی عشق است. جاده ی پرپیچ و خمی که از مونتگومی آلبامه به اسلو ختم شده بر این حقیقت صحه میگذارد.این , جاده ایست که میلیونها سیاه پوست بر آن قدم نهاده تا مفهوم نوینی از عزت و جلال را بیابند:
من امروز این جایزه را با ایمانی پایدار و خلل ناپذیر به امریکا می پذیرم و بی باکانه به آینده ی بشر اعتقاد دارم. من از پذیرش ناامیدی بعنوان پاسخ نهایی به ابهامات تاریخ خودداری میکنم:
I accept this award today with an abiding faith in America and an audacious faith in the future of mankind. I refuse to accept despair as the final response to the ambiguities of history.
من از پذیرش این عقیده که انسان کالایی آب آورده در رودخانه ی زندگیست و قادر به تاثیرگذاری در وقایع آشکار پیرامون خود نیست خودداری میکنم. من نمی پذیرم که بشریت بطور غم انگیزی محکوم به ( زندگی در ) نیمه شب بی ستاره ی نژاد پرستی و جنگ است و سپیده دم صلح و برادری هرگز به عینیت نمی رسد:
معتقدم که حتی امروز و درعصر شکوفایی و انفجار صنایع ماشینی و گلوله های سخت هنوز امید به فردایی روشن هست.اعتقاد دارم که عدالت زخم خورده که در خیابان های پر از خون ملت ما بخاک افتاده میتواند از این غبار ننگ برداشته شود تا بصورت عالی بر فرزندان آدم حکمفرمایی کند:
من با جسارت معتقدم انسان در هر کجا میتواند سه وعده غذا در روز برای بدنش داشته باشد. آموزش و فرهنگ برای ذهنش و جلال و شوکت و آزادی برای روحش.معتقدم که آنچه را که انسان های خودمدار( خود پسند) ازهم گسیخته اند انسان های با گذشت میتوانند از نو بسازند.هنوز معتقدم که روزی انسان مقابل پیشگاه خدا تعظیم میکند و تاج پیروزی در برابر جنگ و خونریزی بر سر خواهد نهاد واراده ی رستگاری بخش او در قلمرو حکومتش به منصه ی ظهور در خواهد آمد:
و قوی و ضعیف در کنار هم میمانند و هر انسان در زیردرختان تاک وانجیرش آرام خواهد گرفت وهیچ کس هراسی ندارد:
And the lion and the lamb shall lie down together and every man shall sit under his own vine and fig tree and none shall be afraid
"ایمان" به ما برای مقابله با پیشامدهای آینده شجاعت میدهد.به پاهای خسته ی ما در پیمودن گامهای بلند بسوی شهر آزادی قوت دوباره میبخشد.وقتی ابرهای معلق بالای سرما روزها را دلتنگ کننده میکنند و شبهامان از هزاران نیمه شب تاریکتر میشوندآنوقت است که میدانیم در غوغای آفریننده ی تمدنی اصیل زندگی میکنیم که برای متولد شدن میجنگد:
This faith can give us courage to face the uncertainties of the future. It will give our tired feet new strength as we continue our forward stride toward the city of freedom. When our days become dreary with low-hovering clouds and our nights become darker than a thousand midnights, we will know that we are living in the creative turmoil of a genuine civilization struggling to be born
فکر میکنم آلفرد نوبل میداند منظورم چیست وقتی که میگویم که این جایزه را در جو عمومی متصدیان ارثی گرانبها که او با اعتماد به دارندگانش برگزار میکند دریافت میکنم. تمام کسانی که برای آنها زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی -- و در نگاه چه کسانی زیبایی صلح و برادری با ارزش تر از الماس و نقره و طلاست؟

|
MSN |
Microsoft Network/ Multiple Subscriber Number |
|
ATM |
Automated Teller Machine ( دستگاه خودپردازبانک) |
|
UFO |
Unidentified Flying Objects (بشقاب پرنده ها) |
|
USB |
Universal Serial Bus( کانکتورهایی که امکان اتصال تجهیزات جانبی متفاوتی مانند چاپگر-اسکنر-دوربین های وب-زی سایبر..رافراهم میکنند) |
|
URL |
Uniform Resource Locator واژه فنی آدرس وب |
|
PTA |
Parent Teacher Association انجمن اولیائ و مربیان |
|
CIA |
Central Intelligence Agency |
|
NGO |
None- Govermental Organization |
|
FBI |
Federal Bureau of Investigationپلیس جنایی امریکا |
|
FBS |
Fast Blood Sugar قند خون بالا |
|
ICU |
Intensive Care Uniteبخش مراقبت شدید |
|
CCU |
Cardiac Care Uniteبخش مراقبت قلبی |
|
CNN |
Cable News Network |
|
DVD |
Digital Video Disk |
|
ISP |
Internet Service Provider |
|
AIDS |
Acquired Immune Deficiency Syndrome |
| ISBN | International Serial Book Number |
| ICDL | International Computer Driving License گواهینامه بین المللی کاربری کامپیوتر |
| ISSN | International Standard Serial Number |
|
OPEC |
Organigation of Petroleum Exporting Countries |
| NATO | North Atlantic Treaty Organization |
| RADAR | Radio Detection And Ranging |
| VISA | Visa International Service Association |
| IQ | Intelligence Quotient بهره ی هوشی |
I guess i really laid an egg, huh
The cast laid an egg in both performances
خانوم سو کی طرفدار دموکراسی و کسی که افتخار دریافت جایزه ی نوبل را داره در حالی ۶۱ مین سال تولدش رو بتنهایی! جشن میگیره که هنوز در خونه ش در میانمار بازداشته!!! این رخداد در صدر رخدادهای سالی پر هیاهو برای او ملتی ست که بنظر میرسه فاصله ی زیادی با آزادی دارند:
On June 19 Nobel laureate and pro-democracy leader Suu Kyi celebrated her 61st birthday alone, till under house arrest in Myanmar. It capped another tumultuous year in which both she andthe nation seem even further away from freedomچند هفته پیش امید آزادی او در میان حزبش و جامعه ی بین المللی جاری شد .اما نیروی نظامی حاکم در میانمار این امیدواری را با تمدید بازداشت خانه اش برای یک سال دیگر از بین برد :
Just weeks earlier hope had swirled among her party, the National League for Democracy NLD), and the international community that she would be released. But the ruling military in Myanmar dashed those hopes on May 27, extending her house arrest for another year
از سال ۱۹۹۱ که خانوم سوکی جایزه ی صلح نوبل را دریافت کرده نه تنها بعنوان رهبر پیمان دموکراسی میانمار بلکه به چهره ای جهانی تبدیل شده .میانمار سابقا "برمه" نام داشته!
, she is known as the fearless voice of the fight for democracy in Myanmar, the country formerly known as Burma
حالا رژیمی که تحت عنوان " شورای صلح و توسعه ی کشور" شناخته میشه همچنان عرصه رو بر مردم برمه تنگ کرده و بدین ترتیب جاده ی حرکت بسوی دموکراسی تیره و تار تر از پیش است.
Now, as the regime, known officially as the State Peace and Development Council (SPDC), continues to tighten its grip on the Burmese people and progress toward democracy in Myanmar seem increasingly dim
دختر قهرمان استقلال طلبی میانمار Aung San بیشتر عمر بزرگسالی اش را در خارج از کشوربه درس و کارکردن گذراند....او زمانی بسوی سیاست سوق داده شد که برای مراقبت از مادر بیمارش به کشور برگشت . سال ۱۹۸۸ بود و تظاهرات دانشجویی علیه رژیم شدید. او در این سال نخستین سخنرانی اش- فراخوانی به دموکراسی-را در مقابل نیم میلیون جمعیت ایراد کرد.
She was propelled into politics when she returned to the country to care for her sick mother. It was 1988 and student demonstrations against the regime were raging
یکی از دانشجویانی که بهمراه ۱۰۰ دانشجوی دیگه محافظت از او رو به عهده گرفته بود میگه:
The atmosphere in 1988 was like a bomb about to explode. General dissatisfaction among the population on General Ne Win's government was mounting day after day
در همین سال جنرال Ne Win بعد از کشته شدن عده ی کثیری در اثر انفجاریک بمب استعفا داد.....این برای "سو کی"که هر از گاهی بارقه های امید را سرکوب شده میدید آغاز جنگی پر فراز و نشیب برای دموکراسی بود
For Suu Kyi and the NLD, it was the beginning of an ebb-and-flow fight for democracy that has seen occasional glimpses of hope quashed by the regimeسوکی در ۱۹۸۸ دستگیر شد .دو سال بعد حزبش در انتخابات پارلمانی پیروز شد....نیروی نظامی نتایج انتخابات رو نادیده گرفت واقدامات گسترده ای را ضد این حزب شروع کرد... در سال ۲۰۰۳ عده ای چریک نظامی وابسته به دولت به کاروان " سوکی" حمله کردند .هفتاد نفر رو کشتند و از آن زمان تا بحال دوباره "سو کی" در بازداشت بسر میبره:
The military refused to recognize the results and began sweeping action against the NLD, rounding up leaders and closing offices. Events came to a head in 2003 when a pro-government militia attacked her convoy during a journey outside the capital. As many as 70 people were killed in the attack and Suu Kyi was detained yet again
به گفته ی جوزف سیلورستین - استاد دانشگاه Rutgers -"سو کی" سمبل دموکراسی و صداقت و نماد برمه ای پر از صلح است .چیزی که نیروهای نظامی نمیخواهند باشد. امریکا برای آزادی او فشاراورد.ناگهان رژیم نظامی اعلام کرد که در حال تغییر دادن پایتخته:
The shift is ongoing, with government buildings springing up in front of mystified locals in the remote region
کماکان اوضاع بد جوری قمر در عقربه! حزب سوکی داره دوباره قدرت میگیره و از دولت نظامی حاکم میخواد برای آزادی سوکی به پای میز مذاکره بیاد.ولی نظامیا قبول نمیکنن.از قرار معلوم باید نشست و منتظر طلوع دوباره ی "Suu Kiy" از قله ی آزادی خواهی کشوری کوچک به اسم میانمار شد.