سایه روشن های ادب فارسی در متون انگلیسی

"لنز های متفاوت زبانی مناظر متفاوتی را روانه ی ذهن میکند.آمیزش زبان و اندیشه با یکدیگر چنان است که که اگر یکی تغییر یابد دیگری نیز تغییر میکند.زبان اندیشه را متحیر میکند.اندیشه زبان را شکل میبخشد."......... بریم سراغ ریشه های رفتار اجتماعی-فرهنگی مردم و نفوذ آنها در زبان.

به عنوان مثال اگر مردم انگلیس گفته اند "وقتی آفتاب هست باید علف را خشک کرد" مردم کشورمان میگویند "تا تنور گرم است باید نان پخت".

اگر مردم انگلیس در نایاب بودن چیزی "دندان مرغ" را مثل میزنند :  as scare as hen's teeth  ما اصطلاح "شیر مرغ" را بکار میبریم. اگر بخواهیم آشنایی کامل خود را با مکانی بیان کنیم عبارت " کف دست " را بکار میبریم .مردم انگلیس "پشت دست" : to know s.th/sb like the back of one's hands

ما جغد را مظهر شگون میدانیم. انگلیسی ها نشانه ی ذکاوت : as intelligent as an owl

اگر در زبان فارسی زنی بدون اجازه شوهرش "آب نمیخورد" در زبان انگلیسی بدون اجازه ی شوهرش "سرفه نمیکند" :                            she doesn't cough without the husband's consent

 اگه ما  برای وقوع رویداد غیر محتمل" اسم خود را عوض میکنیم آنها "کلاهشان را میخورند":

i will eat my hat if he pays his debt

منبع: فصلنامه ی ترجمه - دکتر بهروز عزبدفتری

4 جو حرف منطق

دو تعریف جالب از جانب Fred Allen :

 A celebrity is a person who works hard all his life to become well known, then wears dark glasses to avoid being recognized 

A conference is a gathering of important people who singly can do nothing, but together can decide that nothing can be done!

خاموما از این جمله ناراحت نشن چون از زبان یک زن گفته شده:

It's not easy to be a woman :

It costs a lot of money to look this cheap.
 (Dolly Parton)

اما من واقعا تو این یکی حرفش موندم. شما کمک کنید. این چی میگه؟!:

I was the first woman to burn my bra - it took the fire department four days to put it out.

چند نقل قول درباره ی "هالیوود"

Ben Hecht هالیوود رو یه "فاحشه خونه ی" غیر رسمی میدونه!:

In Hollywood, a starlet (actress) is the name for any woman under thirty who is not actively employed in a brothel (house of prostitution)

Dorothy Parker به اون میگه : مکتب دزدی ادبی:

The only ism Hollywood believes in is plagiarism

اظهار نظر Marilyn Monoroe هم جالبه :

Hollywood is a place where they'll pay you a thousand dollars for a kiss and fifty cents for your soul

William Faulkner میگه هالیود جاییه که وقتی مردی میخواد از نردبون موفقیت صعود کنه بهش خنجر میزنن (امیدوارم درست تفسیر کرده باشم):

 Hollywood is a place where a man can get stabbed in the back while climbing a ladder

Marlon Brando پول رو دلیل حضورش در هالیوود میدونه:

The only reason I'm in Hollywood is that I don't have the moral courage to refuse the money

شاید جالبترین اظهار نظر رو Rita Runder درباره ی "ازدواج های هالیوودی" میگه:

In Hollywood a marriage is a success if it outlasts milk

موعظه باید مثل دامن زن.....( گفتاری از Ronald Knox)

A good sermon should be like a woman's skirt: short enough to rouse the interest, but long enough to cover the essentials

بخدا دیگه از زندگی خسته شدم. تو زندگی یه دل بستگی داشتم و اون هم درس خوندن بود.این "استاد نماها"ی دانشگاه آزاد رگم رو زدن.ای امام جمعه ها ! ای فرماندارا ! ای شهردارا! ای کسانی که کاره اید و استاد سفارش میکنید به دانشگاه. لااقل این یه کار رو نکنید.یه نفر که تازه فوقش رو از هند گرفته اوردن.دو سه هفته ی اول که صحبت میکرد موندیم هندی حرف میزنه یا انگلیسی! شاید هم تقصیرش نباشه.آخه میگن وقتی که انگلیسی ها باروبنشون رو جمع میکردن که از هند برن به هندی ها گفتن که بیچاره ها این همه سال هر بلایی که خواستیم سرتون دراوردیم.هندی ها هم گفتن که  درسته شما چند سال ما رو fuck ( واقعا معذرت) کردید ولی ما برای همیشه زبان انگلیسی رو fuck ( دوباره معذرت) خواهیم کرد.یه استاد نمای دیگه هم اوردن که یقه اش رو تا آخر میبنده و براش فرقی نمیکنه که تو دستشویی زور بزنه یا دو کلمه انگلیسی صحبت کنه.هر سوالی هم ازش میکنی مثل خر میمونه تو گل.
همین دلایل باعث شده منی که ترم اول شاگرد اول شدم و ترم دوم دوم حالاتر بزنم و فقط به فکر فارغ التحصیلی باشم و اینکه تا جا داره کمتر برم دانشگاه. نه دنیایی برامون مونده نه عقبی.خیر پیش.

e-story : first short story written entirely online

یک نویسنده امریکایی اولین داستان انلاین رو خلق کرد. ۳ وبکم بصورت تمام وقت این واقعه رو پوشش میدادند:  یکی روی مانیتور قرار داشت. بکی روی نویسنده متمرکز شده بود و یکی هم اتاق کارش را پوشش میداد

Rubert Butler exposed himself to the scrutiny of 3 real-time webcams, the main one on his computer screen, one closely trained on the artist at work and a longer shot of his office.

internet viewers were able to watch from "keystroke to keystroke".

این اولین باری بود که میشد در لحظه به لحظه ی خلوت یک نویسنده شریک شد:

This project was under the auspices of  ( helped by)  Florida university. you had the opportunity to share in the " moment to moment " act of personal intimacy formerly found under the veil of private life.Each day's writing session is archived on the university website.

باتلر به شوخی گفت که هدفش از این کار تبلیغ برای خودش بوده اما بعد به جدیت گفت که

it was a way of teaching the subject that has never been tried before.

چطور یه رقاص میتونه حرکاتش رو در استودیوی تمرین زیر نظر داشته باشه. یه نقاش دستکارش رو بالای سرش همزمان مشاهده کنه اما یه نویسنده ...

He said : "a dancer can watch her mentor move in a rehearsal studio. And a painter can watch his mentor at work ,over his shoulder. but what can do a writer?"

یه کمی هم تعریف از اینترنت:

he was enchanted with ( delighted by ) the global intimacy of the internet."For the first time , the internet flow of an individual human existence-in all its private particularity-is accessible to othe individuals all over the planet". it was the first time a writer has composed his work on the internet.

سال گذشتهWill Sell  نویسنده بریتانیایی رمانی رو در معرض عام در یک گالری هنر در لندن نوشت. کلماتی که تایپ میکرد روی نمایشگری بزرگ ظاهر میشدند:

last year,British writer Will Self wrote a novella in public in an art gallery in london , with the words appearing on a screen behind him, with noteworthy ( notable) observers finding themselves evoked in the text.